| |
اخبار
|
چالش درمورد آمار ٥/١ ميليون عقب مانده ذهني
چند روز قبل، رئيس دانشكده روانشناسي دانشگاه تهران، از ابتلاي ٥/١ ميليون ايراني به عقبماندگي ذهني خبر داد اما اعلام چنين آماري با واكنشهاي متعدد و اختلافنظر متخصصان همراه شد.
دكتر سيد سعيد صدر، روانپزشك و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در گفتوگو با همشهري، با اشاره به اينكه عدد اعلام شده از تعداد عقبماندگان ذهني، آمار دقيقي بهنظر نميرسد، ميگويد: در زمينه تعداد افراد معلول ذهني در كشور ما، هنوز مطالعه جامعي صورت نگرفته است كه بتوان به آمارهاي آن استناد كرد.
وي با اشاره به اين كه عقبماندگي نيز هنوز تعريف جامعي ندارد، ادامه ميدهد: ما يك هوش نرمال داريم كه يك عدد مشخص در تست هوش دارد و كارايي فرد را نشان ميدهد و زير اين عدد عقبماندگي فرد را نشان ميدهد.
وي با اشاره به انواع عقبماندگيها ميگويد: بعد از افراد نرمال كه بهره هوشي بالاي ٩٠ دارند، افراد بهره هوشي مرزي هستند كه البته به آنها عقبمانده گفته نميشود؛ اين افراد بهره هوشي بين ٨٠ تا ٨٥ دارند و از عهده كارهاي فني برميآيند اما مثلا تحصيلات دانشگاهي نميتوانند داشتهباشند.
اين روانپزشك ادامه ميدهد: بعد از اين گروه، عقبماندههاي خفيف يعني بهره هوشي بين ٧٥ تا ٨٠، عقبماندههاي متوسط يعني بين ٧٥ تا ٥٥، عقبماندههاي شديد يعني بين ٥٥ تا ٣٥ و عقبماندههاي با كمهوشي عميق يعني بهره هوشي زير ٢٥ قرار دارند كه اين افراد بهطور كلي ايزوله بوده و هيچ گونه ارتباطي با دنياي بيروني ندارند.
دكتر صدر با توضيح اين كه عقبماندههاي خفيف، از عهده زندگي شخصي و تحصيل در مدارس مخصوص برميآيند، ميگويد: عقبماندههاي متوسط نيز كارهاي ابتدايي خود را ميتوانند انجام دهند، يعني آموزشپذير هستند و در فرمهاي شديد و عميق هم فرد از انجام دادن هر گونه كاري ناتوان است.
به عقيده اين عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، اگرچه اختلالات كروموزومي و ژنتيكي منجر به عقبماندگيهاي شديد ميشوند، اما در عقبماندگيهاي خفيف ممكن است يك سري از فاكتورها مثل سن مادر، ضربههاي حين زايمان، زايمانهاي سخت، تغذيه در دوران بارداري و... به اين اختلالات دامن بزنند كه اينها در اغلب موارد علت نامشخص دارند.
دكتر صدر خاطرنشان ميكند: البته نقش ارث را در اين ميان نبايد ناديده گرفت، ولي نميتوان گفت حتي كدام يك از عوامل شناخته شده در ايجاد اين اختلال شايعترند چون خيلي از علتها هنوز كشف نشدهاند.
تستها استاندارد نيستند
در حالي كه به عقيده برخي كارشناسان ميتوان گفت قريب به ١٠ تا ١٥ درصد از مردم كشور ما به نوعي مبتلا به انواع اختلالات رواني هستند كه عقبماندگي هم يكي از آنهاست، دكتر محمدعلي شهركي، روانپزشك و مدير اجرايي جمعيت ترك اعتياد آفتاب معتقد است: ابتلاي ٥/١ ميليون ايراني به اختلال عقبماندگي ذهني، بر اساس آمار ثبت شده سازمان بهزيستي است و اين آمار، آمار مراجعهكنندگاني است كه خانوادهها ديگر توان نگهداري آنها را ندارند.
وي با تأكيد بر اين كه اين آمار ممكن است خيلي بيشتر از اينها باشد، به همشهري ميگويد: چون هنوز خيلي از افراد مبتلا به اين ناتواني به سازمان بهزيستي مراجعه نكردهاند و به علت اينكه مشكل خاصي براي خانواده و جامعه ايجاد نميكنند، جامعه و حتي پزشكان هم توان تشخيص اين بيماري را در آنها ندارند.
دكتر شهركي با توضيح اين كه البته طبقهبندي ديگر اين افراد را در ٢ گروه آموزشپذير و تربيتپذير قرار ميدهد، خاطرنشان ميكند: نكته مهم اين است كه در كشور ما هنوز تست استانداردشدهاي براي اندازهگيري ميزان عقبماندگيها وجود ندارد يعني روانشناسان و روانپزشكان در كشور هنوز نتوانستهاند بر اساس فرهنگ متناسب با جامعه ما يك تست استاندارد طراحي كنند.
اين روانپزشك با اشاره به اين كه اين آمار ٥/١ ميليوني هم بر اساس مراجعات ثبت شده است نه بر اساس نتيجهاي كه تستهاي سنجش عقبماندگي اعلام ميكنند، ميگويد: اگر از تستهاي استانداردشده براي سنجش عقبماندگيها استفاده شود، ممكن است اين آمار خيلي بيشتر از مقدار اعلامشده باشد.
علتها شناختهشدهاند
اما در شرايطي كه به عقيده عدهاي از كارشناسان علل ابتلا به عقبماندگي ناشناخته هستند، طبقهبندي علل ابتلا به اين اختلال از سوي عدهاي ديگر از روانشناسان به اين صورت است كه در حال حاضر عمده عقبماندگيها يا ژنتيكي هستند يا اكتسابي و محيطي.
دكتر شهركي در توضيح اين طبقهبندي ميگويد: يك عده از افراد بهطور ژنتيكي و مادرزادي به اين اختلال مبتلا ميشوند و در اين ميان اكثر جنينها نيز در همان دوران بارداري سقط ميشوند، اما عمده مسئله، خطراتي است كه حين زايمان متوجه مادران ميشود مثل كمبود اكسيژن كه در نهايت منجر به فلج مغزي نوزادان و ابتلا به عقبماندگي ذهني ميشود.
وي ادامه ميدهد: يك سري از عفونتهاي دوران جنيني مثل توكسوپلاسموزيس، سرخجه، سرخك و...، كمكاري تيروئيد و ابتلا به زردي بعد از تولد نوزاد نيز از بيماريهاي ديگري هستند كه در ابتلا به عقبماندگي ذهني مؤثرند.
اما به عقيده وي، يك سري از اختلالات روانپزشكي هم در پايين آوردن سطح بهره هوشي مؤثر هستند، مثل اسكيزوفرني و بيماري اوتيسم، انواع دمانسها از قبيل آلزايمر و دمانسهاي عروقي كه در نتيجه بافت مغزي آنها شديدا كاهش پيدا كرده و با افت بهره هوشي همراه است.
با اين حال به عقيده اين روانپزشك عوامل ژنتيكي و اختلالات متابوليكي به اين علت كه در تمام طول زندگي باعث كاهش بهره هوشي ميشوند عوامل شايعتري هستند، چون عوامل محيطي بعد از تولد بيشتر سبب مرگ ميشوند تا معلوليت ذهني و اگر بتوان تعداد مرگهاي ناشي از اين عوامل را كاهش داد، معلولان ذهني ناشي از اين عوامل نيز تعدادشان كاهش خواهد يافت.
با اين وجود و در شرايطي كه به گفته كارشناسان تروماها و آسيبهاي ناشي از تصادفات از علل عمده وارد آمدن ضربه به سر هستند، دكتر شهركي معتقد است: مشكل عمدهاي كه در حال حاضر در كشور ما وجود دارد اين است كه از كساني كه دچار انواع آسيبها و تروماها ميشوند، نميتوان مراقبتهاي كافي اورژانسي به عمل آورد، مثلاً در مورد افرادي كه دچار ضربه مغزي شدهاند، يك باور افسانهاي در كشور ما وجود دارد و آن اين است كه كسي كه دچار چنين سانحهاي شده بايد بميرد، در حاليكه اگر ما هم مثل بسياري از كشورهاي ديگر در مورد چنين بيماراني تمام اقدامات اورژانسي لازم را انجام دهيم، معلوليتهاي ناشي از چنين سوانحي كه مطمئنا يكي از آنها كاهش بهره هوشي است را نيز كاهش ميدهيم، اما هنوز از دادن خدمات پزشكي لازم در مورد چنين بيماراني برخوردار نيستيم.
فهرست اخبار
|
|
|
|
|